خطايى ، على اكبر
169
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
و [ دليل ] آنكه خطاى دوازده قسم و هر قسم او در هزار سال ايشان معمور شده . و طريق معمور ساختن [ خطائيان ] خطاى را چنان بوده كه در اول حال كه خطائيان كم بودهاند كنج دنيا را اختيار كردهاند ، زيرا كه چون قابيل « 1 » كشته شد اولاد قابيل را راه ندادند « 2 » و اولاد قابيل رو بهجانب شرقى ارض رفتند تا رسيدند به انقطاع « 3 » ارض و آن مقام مذكور را اختيار كردند يعنى برج دنيا را كه « 4 » ارض خطاى است و جانب جنوبى و شرقى او درياست و جانب شمالى و غربى او صحراست . و چون در روى زمين ارض خطاى را اختيار كردند و قرار گرفتند [ و ] تا رسيدند « 5 » اتفاق كردند كه ما را جائى بايد ساختن كه اگر دشمن بيايد بر ما دست نيابد ، هركس چيزى گفت و آخر بر آن قرار دادند و گفتند : دو طرف ديار ما درياست و دو طرف او خشكى ، و آن دو طرف خشكى « 6 » او را بايد كه خندق و ديوار بسازيم تا مردم ما را و چارواى « 7 » مردم ما را و كشت و كار ايشان را از دشمن زحمت پيشاپيش نباشد و از كنار درياى مشرق « 8 » ابتدا كردند . طول او سه ماهه راه و عرض او قريب يك ماهه خندق و ديوار ساختند . و يك قرن كه هزار سال ايشان است در آن خندق و ديوار كار كردند و در آن زمين شهر و حصار ساختند بىحد « 9 » و ممالك خود را آبادان و معمور كردند « 10 » و آن را قسم اول گويند . « 11 » و در قرن دوم مثل هذا ديوار و خندق بريدند « 12 » و عرض و طول از مثل زمين اول و
--> ( 1 ) - نسخهها : قابل ( همه موارد ) ( 2 ) - سها : اولاد قابل كافر شدن و چون كافر شدن فرزندان آدم از ميان خود اولاد قابل را راندن ( 3 ) - سها : نهايت ( 4 ) - سها : « برج » دنيا را كه ندارد ( 5 ) - سها : « تا رسيدند » ندارد ( 6 ) - سها : « و آن دو طرف خشكى » ندارد ( 7 ) - سها : چارپاى ( 8 ) - سها : دريا ( 9 ) - سها : ندارد ( 10 ) - سها : ساختند ( 11 ) - سها : « و آن را قسم اول گويند » ندارد ( 12 ) - سها : چون عبارات تلخيص شده و به شكلى ديگرست نقل مىشود : « طول او سه ماهه را و سر او به درياى مشرق متصل و عرض او قريب يك ماهه به خندق غربى متصل ساختند و آن قسم دوم است كه در قرن دوم ساختهاند و قرن مذكور شد كه پيش خطاى هزار سال بود و تمام شهرها و حصارهاى او را نيز ساختند و قسم سيم را در قرن سيم مثل هذا ساختند . قسم سيم بركه رسيد . بعد از آن دشمنانشان كه خلق صحرايند بسيار شده بودند و از قسم چهارم ابتدا كردهاند . زمين آن قسم را از دشمن گرفتند و از آن خود ساختند چندبار صد هزار لشكر » ( پس ازين ، از سطر 9 صفحهء بعد اختلافها نقل مىشود ) .